قهرمان ميرزا عين السلطنه

953

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

آنها شعر محيط شيرازى را منتخب كرد و حال آن‌كه خوب نيست و گمان دارم توفير كند . رسيد كوكب فتح و ظفر بعون الله * گرفت خاتم شاهى مظفر الدين شاه رسيد را دميد كردند . لازم شد سجع مهر سايرين را هم بنويسم . سجع مهر آقا محمد شاه شهيد را درست نمىدانم . مهر فتحعلى شاه مبرور اين شعر است : گرفت خاتم شاهى به لطف لم‌يزلى * قرار در كف شاه زمانه فتحعلى * * * شكوه ملك و ملت رونق آئين و دين آمد * محمد شاه غازى صاحب تاج و نگين آمد * * * صيت داد و معدلت از ماه تا ماهى گرفت * تا كه دست ناصر الدين خاتم شاهى گرفت سجع مهر محمد شاه طاب‌ثراه را قائم‌مقام مرحوم گفته . مال شاه شهيد را محمود خان ملك الشعراء كاشانى در زمان پدر خودش محمد حسن خان ملك الشعراء انشاد كرده . مىگفت پس از آن‌كه پسند پدرم افتاد از جانب خود جلوه داد . من هم هيچ نگفتم . مهدعليا دويست تومان انعام داد . من هم نگذاشتم خودش بردارد . هرطور بود گرفتم . الحق سجع مهر محمد شاه مبرور و شاه شهيد مغفور هيچ نسبت به ساير ندارد و بسيار خوب گفته‌اند . مقبرهء شاه كجا باشد ؟ منطق اتابك درب‌خانه رفتم همه بودند . خيلى بيشتر از ايام گذشته صحبت مىشد . باران قطره‌قطره مىآمد . بهار امسال امتدادى به‌هم رسانيده . آقاى عماد السلطنه ، افخم الدوله ، محمد حسن ميرزا بودند . مقبرهء شاه را هم قرار شد در همان جائى كه زمين خورده‌اند درست كنند يعنى قبر فروغ السلطنه را هم جزو آن مسجد زنانه كرده بناى محكم عالى درست كنند . ده هزار تومان صدراعظم قرض كرده داد . مقصود از قرض « حليت » آن است . جهانسوز ميرزا اصرارى داشت كه نعش شاه را نجف اشرف ببرند . مجد الدوله هم مىگفت بلى شاه هميشه مىفرمودند بعد از دويست سال بروم نجف . آن وقت بپرم آسمان بروم . بواسطهء آن فرموده كه از نجف بپرم خوب است آنجا ببرند . صدراعظم فرمود رسم نيست نعش پادشاهى را به ولايت ديگرى ببرند . حضرت و الا ملك‌آرا هم سخت ايستاد كه در سر مقبرهء آقا محمد شاه شهيد كه در نجف است شب يك دانه شمعدان مسى روشن نيست و هرگز آن‌طور شئونات كه در حضرت عبد العظيم و قم براى مقبرهء سلاطين موجود است آنجا نخواهد بود . حضرت عبد العظيم هم به مراتب از قم بهتر است . حالا جهانسوز ميرزا عصاى خودش را به شانه گذاشته و سرش را متصل تكان مىدهد و مىگويد خير نجف نجف . رو به مجد الدوله مىكند البته آنجا البته بهتر است . به جائى نرسيد . حكم نوشته شد پول داده شد رفتند كه نقشه كشيده مشغول ساختمان بشوند .